تبليغاتX
مرتع وآبخیزداری 84 دانشگاه زابل


2-   شدت خشكسالی

 

چنانچه قبلا” نيز ذكر شده قدرميزان كمبود بارندگی نسبت به شرايط ميانگين كمتر باشد به همان اندازه ميزان تاثير خشكسالی بيشتر نمود عينی پيدا می كند . علاوه براين، ميزان استمرارحالت خشكسالی دريك منطقه نيزگويای شدت خشكسالی درهمان منطقه است، يعني درشرايطی كه خشكسالی تنها براي يك ماه استمرار داشته باشد احتمال دارد بارش ماه بعد ، ميزان كمبود ماه مزبور را جبران نمايد، ولی اگر ماه بعدی نيز خود نسبت به شرايط طبيعی كمبود داشته باشد ، به مراتب در شدت بخشيدن به حالت خشكسالی موثر خواهد بود.

 

ميزان كاستی درمتغير مورد مطالعه و همچنين ، زمان استمرارآن ، بيانگر شدت خشكسالی است . به همين منظور برای مشخص ساختن اين عامل درمطالعه خشكسالی ، محققان با استفاده از شاخصهای مختلف سعی می كنند درجه ناهنجاری منفی متغير مورد مطالعه را نيز مد نظر قراردهند.

 

 

 

3-   فراوانی خشكسالی

 

فراوانی خشكسالی نيز ازاهم ويژگيهای موردمطالعه دربررسی يك منطقه بشمار     می آيد كه می تواند درمقايسهای مختلف زمانی ( برای مثال سالانه ، ماهانه و فصلی ) محاسبه شود. با توجه به وجود شدتهای مختلف خشكسالی ، بررسی فراوانيها مي تواند براي هريك از آنها با تفكيك صورت گيرد. محاسبه توزيع فراوانی درشدتهای مختلف می تواند درارزيابی قابليت منطقه مورد مطالعه نسبت به شدتهای مختلف خشكسالی كاربرد داشته باشد. اين محاسبه می تواند از طريق توابع توزيع احتمال فراوانی براي بررسي احتمال وبا دوره های برگشت خشكسالی برای پيش بينيهای آتی مورد استفاده قرارگيرد.

 

4-   وسعت منطقه ای خشكسالی

 

رخداد خشكسالی می تواند درمنطقه ای با وسعت چند صد كيلومتر اتفاق افتد ولی امكان دارد شدت ودوره تداوم آن درسراسر منطقه يكسان نباشد . خشكسالی قاره ای كه خصوصا؛ درمناطق خشك اتفاق می افتد درناحيه وسيعی كه صدها ، بلكه هزاران كيلومتر- مربع را می پوشاند ، گسترش پيدا می كند . به نظر محققان استراليا ، احتمال دارد اين پديده نيمی از استراليا را درطی 50 سال آينده فراگيرد ( س . ه . ج 1975) دررابطه با وسعت خشكسالی يوجيچ ( 1975 ) براساس تحقيقات خودخواص منطقه ای خشكسالی را بشرح ذيل فهرست نموده است :

 

الف ) پوشش منطقه ای با شرايط متوسط قاره ای كه از 5 تا 15 ميليون كيلومتر  مربع را فرامی گيرد.

 

ب)   درنتيجه شدت خشكساليهای بزرگ ، وسعت آن فراتر از پوشش منطقه ای می گردد.

 

ج ) انتظارمی رود شكل منطقه تحت تاثير به وسيله يك خشكسالی ، بيشتر به يك لوزی شبيه   باشدتايك دايره .

 

دررابطه با وسعت خشكسالی اتفاق افتاده ، سابرامانيام (1967) طبقه بندی جدول 1 را ازنظر شدت خشكسالی عنوان می نمايد.

 

جدول 1- طبقه بندی وسعت خشكسالی ازنظر سابرامانيام

 

گروه خشكسالی

درصد منطقه تحت پوشش

محلی

كمتراز 10

وسيع

20-11

بسياروسيع

30-21

فوق العاده بااستثنايی

50-31

مصيبت بار

بيشتراز 50

 

 

5-   دوره تناوبی رخداد خشكسالی

 

بررسيهای مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و سايرپديده های طبيعی به صورت رخدادهای  منظم ، بخش زيادی از تحقيقات محققان را به خود اختصاص داده است . بطوری كه بيش از 1000 مقاله دررابطه با ارتباط رخدادهای آب و هوايی با سيكل 11 ساله كلفهای خورشيدی تهيه شده است ( بران ورادير ،1985) كلفهای خورشيد عبارت ازلكه هايی هستند كه به دليل اختلاف درجه حرارت درسطح خورشيد ، بصورت لكه های سياهی بنظر می رسند . چگونگی پيدايش اين لكه ها هنوز به درستی شناخته نشده است و بيشتر تصور می رود كه زبانه كشيدن و درهم پيچيدن توده های گازمشتعل خورشيد ، باعث پديدآمدن آن می گردد.

 

بابررسي هايی كه انجام گرفته ، امروز رابطه ميان لكه های خورشيدی با برخی از پديده های زمينی به اثبات رسيده است (جعفری ، 1360) در رابطه با تناوب رخدادهای خشكسالی ، برخی از محققان علاوه برتناوب 11 ساله به دوره 22 ساله يا چرخه هايی10 پي برده اند (بلم و مولي 1981 ) چرخه دوره ای44 ساله ای نيز به وسيله سانسون (1954) برای تغييرات بارندگی درفرانسه برای منطقه مديترانه عنوان شده است . برخی از محققان نيز به دوره تناوبی بيشتری اشاره كرده اند . با توجه به كارهای بسياری كه دراين زمينه انجام شده است هنوز قانومندی علمی كه بطور قطع مورد تاثير واقع شود، عنوان نگرديده است . به هنگام كاهش تعداد كلفهای خورشيدی ، خشكساليهای شديد اتفاق افتاده اند. اين گونه مطالعات درسايركشورها ازجمله استراليا و هند نيز صورت گرفته است .

 

علاوه بركلفهای خورشيدی ،مطالعاتی نيز دررابطه با ارتباط رخداد خشكساليها با سيستمهای گردش عمومی جو وعوامل تاثيرگذار بر آن و همچنين با پديده ال نينو يا دمای سطح دريا ، ارتباط بين اقيانوسها و خشكيها و انجام شده است . (لاكود “ 1988) .

 

 

ويزگيهای  مناطق  خشك

 

تعريف و مشخصات  مناطق  خشك  در روشهای  مختلف  طبقه بندی  اقليمی  تا حدودی  تفاوت  می كند. اما  بنا به  يك  تعريف كلی  ، در اين  مناطق  ، تبخير  و تعرق  بيشتر  از نزولات  جوی است . به بيان  ديگر  از ديدگاه  هيدرولوژيكی  در اين  محيطها  بيلان  آب  منفی  است  چرا  كه به واسطه  درجه حرارت  بالا و خشكی  هوا  تبخير  و تعرق  از سطح  خاك  و گياه  از بارندگی  فزونی  می گيرد.

به دليل  كمی بارندگی  ، پوشش  گياهی  در اين  مناطق  فقير  و پراكنده  است  و حيات وحش  و گياهان  بستگی  نزديكی به وجود  منابع  كوچك  و بزرگ  آب دارد بارندگيها در اين  مناطق  بسيار  نامنظم  و بعضاً  با شدت  زياد  می بارد  كه عمدتاً  به دليل  نبود  پوشش  گياهی  كافی  و اقدامات  مديريتی  آبخير ،  باعث  وقوع  سيلابهای  مخربی  می گردد  و حتی  در مجاورت  درياها  و مناطق  مرطوب  نيز وجود دارند  . برآورد  می شود  كه در دنيا  بر 295 ميليون  هكتار  بيابانهای  ساحلی  وجود دارد  . بيابانهای  ساحلی  در مجاورت  خليج فارس  و دريای  عمان  نمونه ای  از آنهاست . مهمترين  خصوصيات  مناطق  خشك  را می توان  در موارد  زير خلاصه  كرد :

1- 1- بارندگی  پراكنده  و غير قابل  پيش بينی  بوده و تغييرات  سالانه  نسبت به  مقدار  متوسط  شديد  است.

2- 2-  مقدار  متوسط  تبخير  و تعرق  به مراتب  بيشتر  از متوسط  سالانه  بارندگی است .

3-   3-  آب  مهمترين  عامل  محدود كننده  رشد  كشاورزی  و توليد است .

4- 4-   تغييرات  زمانی  و مكانی  وسيعی  در مورد  درجه حرارت  و خشكی  وجود دارد.

 

 

تقسيم بندی  مناطق  خشك

 

     اين مناطق  به دو زير ناحيه  خشك  و نيمه خشك  تقسيم  می شوند  كه به ترتيب  به نامهای  استپ  ( Stepp ) .

بيابان  ( Desert ) موسومند . در جدول  1 تقسيم بندی  كلی  مناطق  خشك  و نيمه خشك  ارائه  شده است . ( بانك  جهانی  1988 ) .

 

 

 

نيمه مرطوب

نيمه خشك

خشك

فراخشك

ناحيه

 

800-500

 

500-200

800-300

150 80 زمستانه

350-200 تابستانه

نزديك  به صفر

بارش سالانه

mm

كمتر از  25%

% 50-25

% 100-50

بالغ بر 100 %

تغييرات  سالانه  درون  منطقه اي

5/0 75 /0

5/0-2/0

2/0-3./0

كمتر از 03/0

نسبت P/ET

استپ و ساوانا

استپ هاي  ناپيوسته

پراكنده و نامشخص

تقريباً عاري از پوشش

پوشش گياهي

پرورش  دام و كشاورزي

پرورش  دام كشت ديم

پرورش دام به صورت  كوچ نشيني و كشاورزي  صرفاً  باستحصال آب

فاقد  كشت ديم  و فاقد  مرتع

كاربرد  بالقوه  اراضي

 

آنچنان  كه از  جدول  فوق  مشخص  می شود  ميزان  بارندگی  در نواحی  خشك  به كمتر از  300 ميلی متر  در سال  محدود می گردد و اكثراً  نيز  بيش  از  100 ميلی متر نيست  كه در  مقايسه  با مقادير  تبخير  و تعرق  كه  گاه  به چندين  متر  می رسد  بسيار  اندك است  و لزوم  بهره گيری  هر چه  بيشتر  از  نزولات  جوی  و مخازن  آبهای  زيرزمينی  و منابع  آبهای  سطحی  را  آشكار  می سازد .

گسترش  نواحی  خشك  و بيابانی  و پيامدهای  بيابان زايی  در بسياری  از كشورهای  منطقه  و شمال  آفريقا معضل  عمده  بر سر راه  توسعه  پايدار است . در جدول  2 برآوردی  از وسعت  نواحی خشك  و ميزان  بارندگی  سالانه  ارائه  شده .

 

 

A + B

ميزان  باران

كل مساحت

نام منطقه

 

400-100

كمتر از 100

 

 

96

653

4864

5751

شمال آفريقا

95

589

3033

3705

الجزائر

87

2132

548

3100

ايران ، افغانستان ، پاكستان

48

500

764

2625

سودان

74

300

170

637

سومالی

 

درايران  نيز  بخش  عمده  از ناحيه  مركزی  و جنوبی  كشور تحت  پوشش كوير  و بيابان  است كه كويرهای  لوت و نمك  ازآن  جمله اند . طبق  آمارها و گزارشات  موجود ،  خطوط  همباران  اصلی  كه ناحيه  كويری  ايران  را  در بر می گيرند . عمدتاً  100 ميليمتر  و 150  ميليمتر  هستند  كه البته  در بعضی  مناطق  نظير  قسمت  شمالی  حوزه  مركزی  اين  مقادير  به 25  و 50 ميليمتر  نيز  كاهش  می يابد  كه نشانگر  خشكی  شديد  منطقه است  . تبخير  از  سطح  اين  حوزه ها  نيز  بسيار  زياد  و به  بيش  از  2500 ميليمتر  در سال  بالغ  می گردد  ( ميانگين  تبخير  سالانه  در شهرستان  طبس  در استان  خراسان  حدود  4075 ميليمتر  گزارش  شده است ) و از اين  هر گونه  توليد  و توسعه  كشاورزی  و صنعتی  در اين  نواحی  در گرو تهيه آب  خواهد بود .

مقابله  با گسترش  خشكی  و بيابانی  شدن  چندان  ساده  نيست  ليكن  بشر می تواند  فعاليتهاي  خود را در اين  زمينه  بر اساس  چرخه  آبشناسی  Hydrological  طوری  تنظيم  كند  كه مقدار  مشخصی  آب ، بدون  بروز  تاثيرات  نامطلوب  جانبی  نظير  پديده بيابان زائی  ،  نيازهای  او را  برآورد  سازد .

 

-          -       ويژگيهای  زيستی  گياهان  و جانوران  در مناطق  خشك

 

فقدان  يا كمبود  شديد  بارندگی  و منابع  آبی  در مناطق  خشك  و نيمه خشك  و اقليم زيستی  خاص  اين نواحی  ،  سازگاری های  ويژه ای  در گياهان  و جانوران  بومی  مناطق  فوق  به وجود  آورده است  تا امكان  ادامه  حيات  در شرايط  تنش  رطوبتی  يا كيفيت  نامناسب  آب و خاك  داشته  باشند . گياهان  اين مناطق  دارای  خصوصيات  فيزيولوژيكی  و مرفولوژيكی  خاصی  هستند  كه باعث  می شود  از حداقل  ذخيره  رطوبتی  در خاك  و هوا استفاده  كنند  و اندوخته  رطوبتی  گياه نيز  كمتر  از حد  معمول  تلف  شود . عميق ترين  سيستم  ريشه ای  برای جذب  آب  از  اعماق  پايين تر  خاك ، خاردارشدن  ساقه ها  و كوچك شدن  سطح  برگها  براي  كاهش  ميزان  تبخير  ،  وجود پوششی  مومی  و چرب  در سطح  برگها ،‌ افزايش  اندامهاي  ذخيره كننده  رطوبت  ، گوشتي  و آبدارشدن  ساقه  و..  نمونه ای  از اين  تغييرات  مرفولوژيكی  است . از نظر  ساختار  درونی  و فيزيولوژيكی  نيز  در گياهان  هورمونهای  تنظيم كننده  خاص  با توجه  به  خشكی  اقليم  منطقه  و كمبود  رطوبت  ترشح  می شود  و فرآيند تعرق  گياه  از ساز و كار  ويژه ای  تبعيت  می كند .

گياهان  مقاوم  به خشكی  را اصطلاحاً  زيروفيت Xerophyte  گويند  كه به  4  گروه  تقسيم  می شوند  .

1- 1- گياهانی كه  از خشكی  فرار می كنند  : گياهانی هستند  كه مقاومت  چندانی به خشكی دارند  ولی بذر  آنها مقاوم  است  و طول  دوره  رشد  خود را  قبل  از  رسيدن  دوره  خشكی  ( Dry spell )  به اتمام  می رسانند .

2- 2-  برخی  از  گياهان  نياز  آبی  خود را  حسب شرايط  كاهش  می دهند . يعنی  برای   توليد  1 واحد  ماده  خشك  آب  كمتری  مصرف  می كنند  مثل  برخی  ارقام  غلات  در مناطق  نيمه خشك  كه اصطلاحاً  آن را  طفره  از خشكی  گويند .

3- 3-  گياهان  متحمل  خشكی  :  اين  گياهان  خصوصيات  مرفولوژيكی  خاص  دارند  كه خشكی  را تحمل  می كنند .

4- 4-  گياهان  مقاوم  به خشكی  :  نظير  كاكتوسها  كه  آب  را درون  بافتهای  خود  ذخيره  می كنند  و درموقع  خشكی  از آن  استفاده  می كنند .

گروهی  ديگر  از گياهان  بر اساس  خواهشهای  اكولوژيكی  خود  مختص  كاشت  و رويش  در مناطق  خشك  و  كم آب  و به ويژه  اراضی  شور  هستند  . كه عمدتاً  اراضی  و آبهای  جاری  د رمناطق  خشك  و بياباني  به دليل  تبخير  زياد  شور  و لب شور  است . به اين گياهان  اصطلاحاً  شور پسند  ( Halophyte )  گويند .

ارقام  و گونه های  مختلفی  از گياهان  شورپسند  ( انواع  بوته ای  تا درخچه ها و درختان )  در نقاط  خشك  ايران  رشد  و نمو دارند  كه   داراي  كاربردهاي  بالقوه  فراوانی  نيز  در مصارف  مختلف  هستند . در بسياری  از  كويرهای  جهان  مخازن  بزرگی  از  آبهای  شور  وجود دارد  كه حاوی  مقادير  زيادی  نمك  است  . چنانچه  بتوان  به شكلی  از اين  آبهای  شور  برای  آبياری استفاده  كرد  ،  اراضی  كويری  بيشتری  به زير  كشت  می آورد  و آبهای  غير شوری  كه  در حال حاضر  صرف  آبياری  می شد  را می توان  به  مصرف  شرب  انسان ها رساند . يافته های  جديد  علوم خاك  و فيزيولوژی گياهی  و تكنيكهای  جديد  آبياری  نشان می دهد  كه با مديريت  دقيق  می توان  از  آب  شور  برای  كاشت  گونه های  متفاوتی  از گياهان  عادی  و شور پسند  كه خود  نقش  مهمی  در تثبيت  شنهای  روان  و جلوگيری  از بيان زائی  دارند  استفاده  كرد ./
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط مهندس فاروق مصطفوی  | 

 

JavaScript Codes