در سایت معرفی شده ۳۶ عکس گیاهان تیره گندمیان با کیفیت بالا ارائه شده که با کلیک بر
روی آن ها جزئیات بیشتر در مورد عکس مورد نظر ارائه می شود.
امید وارم که مفید باشد.
خداحافظ
http://popgen.unimaas.nl/~jlindsey/commanster/Plants/Grasses/Poaceae.html
در اين زمينه روش هايي براي كنترل بيابان اعم از نهالكاري، بذرپاشي، قرق و امثال آن تا كنون بسيار گفته شده و نوشته شده است، ولي آيا با استفاده از اين روش ها توانسته ايم بر مشكلات بيابانزايي غلبه كنيم؟ مي بينيم بازخورد آنها آنچنانكه شايسته است نتيجه زضايت بخشي نداشته است. البته اين مسئله را نبايد كتمان كرد كه كار در مناطق بياباني بسيار سخت و طاقت فرساست چرا كه سالها در اينگونه مناطق بياباني كار كرده ام و سختي و مرارت كار را از نزديك با گوشت و پوست و استخوان لمس كرده ام اما از برآيند كار راضي نيستم هر چند كه موفقيت هاي خوبي هم داشته ايم. شايد يكي از دلايل موفقيت كمتر كارهاي بيابان زدايي توجه بيشتر به امور فني و توجه نكردن يا به عبارتي توجه كمتر به مسايل اجتماعي و اقتصادي و بافت جامعه حاكم در مناطق كاري بوده است و حتي فراتر از آن شايد بتوان گفت ما تك بعدي كار كرده ايم چه بسا منابع طبيعي كار خودش را و كشاورزي نيز كار خودش را بدون توجه به اشتراكات بسيار نزديك اين دو بخش از بدنه يك وزارتخانه براي رفع مشكلات بيابان زايي انجام داده اند. در اين مورد اگر به توضيحات قبلي رجوع كنيم آثار مديريت درست امور كشاورزي و آبياري در كاهش اثرات بيابان زايي كاملا قابل درك است يعني مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.
در ارتباط با مسايل اجتماعي و اقتصادي بيابان زايي نيز اين واقعيت را بايد قبول كرد كه مسايل و مشكلات فعلي بيابان و بيابان زايي در ايران صرفا مشكلات فني و تكنيكي نيست بلكه مسايل ساختاري و اجتماعي و چه بسا سياسي است. در حوزه وسيع و گسترده بيابان سر و كار ما بيشتر با جامعه روستائي است بنابراين شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفيقات كاري محسوب مي شود. وضع جوامع روستائي در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي ويژگيهاي خاص خود را دارد ارتباط اين جامعه با محيط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصي در سطح روستا گرديده كه بسته به شرايط محيط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراين در هر برنامه اي كه در ارتباط با جامعة روستايي باشد، شناخت ساختار اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي روستا و عملكرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحي نه تنها با موفقيت همراه نخواهد بود بلكه باعث بروز ناهماهنگي و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعاليتهاي چند دهه اخير بيابان زدايي تا حدودي گوياي اين واقعيت است زيرا در اغلب طرحهايي كه تاكنون به مرحله اجرا در آمده به وضعيت اجتماعي و اقتصادي مردم كمتر توجه شده است به طوري كه مردم در مقام معارضه با منابع طبيعي بوده اند. در این زمینه بايستي خلاء ناشي از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنكه اقدامات قانوني در برابر متجاوزين به منابع طبيعي براي هر قشري از جامعه با قاطعيت اجرا شود.
- اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ايران با زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال همچنين وجود مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي زمينه لازم و مناسبي براي استفاده و گسترش انرژيهاي نو و پاك فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در كشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراواني یافت می شوند، با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستايي را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد
- بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اكنون در مجامع ذيربط بين المللي فقر بعنوان يك عامل بيابان زايي شناخته شده است بنا براين براي مبارزه با بيابانزايي، اهميت عوامل اقتصادي را نيز بايد مد نظر داشت. كشاورزي و دامداراي در اراضي خشك يا وجود ندارد و يا اينكه مانند كشاورزي و دامداري در اراضي حاصلخيز، پر منفعت نيست. در اين مناطق دولت بايد به مردمي كه در كوير و بيابان زندگي مي كنند كمك كند و از لحاظ اقتصادي زندگي اين مردم را در سطح معقولي تامين كند. اين كمك هاي اقتصادي شامل وام بلاعوض، معاضدت در تهيه علوفه ارزان براي دامهاي آنان و رساندن تجهيزات و لوازمات لازمه مي باشد. امروزه از پتانسيل هاي موجود در بيابان و ايجاد درآمد براي ساكنين اين مناطق در بسياري از كشورها برنامه ريزي هاي خوبي انجام گرفته است كه يك نمونه آن بحث اكوتوريسم يا طبيعت گردي است
مناطق بياباني ايران سرشار از جاذبه هاي توريستي و گردشگري هستند. شايد بتوان گفت اكثر شهرها و يا حتي برخي از مناطق روستايي واقع در نواحي بياباني داراي آثار فرهنگي و يا جاذبه هاي تاريخي و طبيعي منحصر به فرد هستند. از يزد و كاشان و اصفهان گرفته تا كرمان و خراسان و سمنان و... كه همگي در محدوده مناطق بياباني ايران قرار گرفته اند و هريك از شهرهاي اين استانها ويژگيهاي خاص تاريخي-فرهنگي و طبيعي خود را دارند كه مي توانند در جذب گردشگران داخلي و خارجي بخوبي نقش ايفا كنند. از كويرهاي نمك بيابانهاي مركزي تا شهر افسانه اي كالوت هاي لوت و تپه هاي شني اطراف هر يك از شهرها و روستاهاي مناطق فوق با برنامه ريزي و مديريت درست مي توان درآمد قابل توجهي براي عمران و آباداني مردم همان سرزمين كسب كرد كه خود راهي در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود.
- کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائي كه رشد جمعيت در روستاها بيشتر است و از طرفي سطح اراضي زير كشت نيز محدود مي باشد با افزايش جمعيت دو مسئله پيش ميايد یا فشار روي زمين زياد مي شود و ممكن است همين امر موجب فرسايش خاك و بياباني شدن اراضی شود يا اینکه عده اي به شهرها هجوم بياورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. براي رفع اين مشكل دولت مي تواند با آوردن صنايع سبك و ديگر صنايع مربوطه در مناطق روستايي اقدامات مناسبی انجام دهد به اين ترتيب نه تنها شغل و كار و حرفه براي مردم مناطق خشك و بياباني ايجاد مي شود بلكه از فشار آنها به مراتع نیز كاسته می شود مسلما تشويق مردم در جهت كنترل جمعيت براي زندگي بهتر نيز بايد همواره در سرلوحه برنامه هاي دولت قرار داشته باشد.
- استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:
قبلا اشاره كردم كه دو مسئله مهم و اساسي براي كشاورزي در بيابان كمبود آب و تبخير شديد آفتاب است. يعني در اين مناطق آب و خاك مناسب براي كشاورزي كم (و شور ) است، بنا بر اين براي رهايي از اين وضعيت بايد شرايط بصورتي فراهم شود كه تا آنجا كه ممكن است از هدر رفت آب در اين مناطق جلوگيري شود. بعبارت ديگر بايد از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود كه در اين زمينه مي توان استفاده از گلخانه و كشت گلخانه اي را توسعه داد. كما اينكه در سالهاي اخير برای استفاده بهینه از آب و زمين براي کشت انواع محصولات در بعضي از مناطق بياباني كشور به كشت گلخانه اي مبادرت شده است. اين كار را بايد به فال نيك گرفته و سايرين را تشويق به اين كار كرد. اين كار در شهرك گلخانه اي استان قم صورت گرفته است كه بايد مورد حمايت بيشتر كارشناسان و مسئولين مربوطه قرار گيرد زيرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعيت مطلوبي نيستند. اين روش ها در پاره ای از كشور ها همراه با تحقيقات كافي انجام شده است كه بايد از تجربيات خوب آنها استفاده كرد. قصد بنده از اين قسمت بحث معرفي راهكارهاي مناسب براي حداكثر استفاده از محدوديت هاي خاك و آب در بيابان و جلوگيري از توسعه سطح كشت در مناطق بياباني است
اگر بيابان زايي را بر اساس تعريف كنوانسيون بيابان زايي تعريف كنيم؛ مي گويد تخريب سرزمين در مناطق خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در اثر عواملي مانند عوامل انساني و عوامل طبيعي. در زمان حاضر عوامل طبيعي، آنچنان نقشي در بيابان زايي ندارند البته خشك ساليهايي كه به وقوع ميپيوندد بيابان زايي را تشديد ميكند ولي در ايران ما اين عوامل انساني هست كه بيشتر باعث بيابان زايي ميشود و شايد مهمترينش افزايش جمعيت باشد. ما در سي چهل سال پيش اين جمعيت را نداشتيم. ببينيد جمعيت ما در چهل سال پيش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار اين جمعيت هم مخصوصا جمعيت روستايي روي زمين هست . اجازه بدهيد مثال ملموس تري در ارتباط با اين موضوع و ارتباطش با بيابان زايي ارايه كنم. هرچند امكانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پيش تغييرات قابل توجهي داشته است و حقيقتا از لحاظ تامين آب و برق و امكانات مشابه با قبل قابل مقايسه نيست ولي آيا در همين مناطق، بيابان زايي نسبت به قبل كمتر شده است ؟ 20-30 سال قبل روستايي كه 20 يا 30 خانوار جمعيت داشت اكنون دو برابر شده است مسلما اين تعداد افراد در روستا به كار كشاورزي يا دامداري مشغولند. از طرفي براي كشاورزي در مناطق بياباني زمين و آب محدود است پس با اين وجود روستايي يا بايد به شهر بيايد و جذب كارهاي كاذب شود و يا در روستا زمين بيشتري اضافه كند و كار كشاورزي كند. زمين بيشتر هم آب بيشتر مي خواهد در بيابان كه نمي شود ديم كاري كرد! آنگاه بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي كنيم! آب پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم ميخورد. آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفرهي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژهاي بعدي يواش يواش آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور ميكند خاك كه شور شد محصول كم ميشود كيفيت محصول كه پايين آمد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كنيم. ايكاش كه كار به همين جا ختم مي شد. در حال حاضر اين پديده بيابانزايي و كوير زايي در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالشاساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاهها در عمق 50 تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آبهاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چارهاي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضهاي آب) تخريب باغات و سفرههاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوختهاي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد.
پس در اين بخش ما دو معضل داريم يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها را گسترده تر كرده ايم ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب را هم بدتر كرده ايم و خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته ايم. در اين مورد وزارت نيرو آماري ارايه كرده است كه بر اساس آن از 400 دشتي كه در كشور داريم حدود 176 دشت با تراز منفي آب روبرو هست و در جاي ديگري گفته است 67 درصد آبخانههاي كشور با تراز منفي آب روبروست. تاسف بار تر از آن اين است كه 70 درصد اين آب كمياب و پر هزينه تا رسدن به سر مزرعه تلف مي شود بعبارت ديگر راندمان آب كشاورزي در كشور ما حدود 30 درصد برآورد مي شود . از طرفي در طول اين سي چهل سال كه حدود 9 متر افت آب داشته ايم متاسفانه تعداد سيلابها از 202 مورد در دههي سي به حدود2000 در دهه ۸۰ رسيده است يعني بر خلاف اين كه ما افت آب در زير زمين داريم در روي زمين سيلاب داريم و اين حكايت از مسائلي ميكند كه به هر حال اين آبي كه بايد در عرصه نفوذ بكند و آبخانهها را تغذيه كند منجر به سيلاب شده است پس يك شاخص ديگر هم از آثار و عوارض بيابان زايي پيدا شد. سيلخيزي !! دليلش چه چيزي مي تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و تخريب پوشش گياهي!! متاسفانه آمار دامي هم كه الان در كشورمان ارايه مي شود تقريبا سه برابر ظرفيت چرايي مراتع است چيزي حدود 107 ميليون راس واحد دامي و در طول مدت هفت يا هشت ماه از مراتع استفاده ميكنند. به اين ترتيب مهمترين عوامل بيابان زايي و يا موثرترين آنها شناخته شد. البته تمام تقصير را نبايد به گردن جامعه روستايي گذاشت بلكه در اطراف همين پايتخت (پاياب حوضه) آثار بيابان زايي كاملا مشهود است. ...ادامه دارد...
هدف از گذاشتن این مطلب نظر خواهی شما و تمامی کسانی که از وبلاگ ما بازدید می کنند
و پیش بینی آن مطلب که دولت ما وکشورمان در سالهای آتی چگونه کشوری می شود و برای رسیدن
به خود کفایی کشورمان چه سهمی داریم .آیا این درست است که برای زمان فعلییت خود آینده خود
ودیگران بعد از ما را خراب کنیم.
بطوركلی تشخيص زمان آغازو خاتمه خشكسالی مساله بسيار مشكلی است . اصولا” زمان آغازخشكسالی عمدتا” به تعريف مورد استفاده وابسته است . بديهی است كه اين زمان با توقف آخرين بارش مفيد آغازنمی شود بلكه ممكن است تا زمان اتمام ذخيره رطوبت خاك به طول انجامد. اين حالت نيز بارشهاي هرچند اندك درزمان آغاز خشكسالی ، پيچيدگي خاصي پيدار ميكند، بنابراين درحالت كلی می توان گفت زمان آغازخشكسالی ، زماني است كه ذخيره رطوبتی چه درمحيط خاك (خشكسالي كشاورزي ) وچه درمخازن آبی(خشكسالی هيدرولوژيك ) خاتمه يافته باشد . انتهای خشكسالی نيز كه مساله قابل توجهی محسوب می شود. پايان خشكسالی نسبت به زمان آغاز محسوستر است .
درامر كشاورزی، پايان خشكسالی ، زمانی است كه نزول باران، رطوبت مورد نياز خاك را تامين نمايد. درهيدرولوژی ، زمانی كه جريان رودخانه مجددا؛ برقرارشده ومخازن زيرزمينی تغذيه مجددشوند زمانی پايان خشكسالی درنظرگرفته ميشود. زمان آغازتاپايان خشكسالی كه به عنوان دوره تداوم خشكسالی مفروض خوانده می شود يكي از ويژگيهای اساسی خشكسالی محسوب می گردد. مقياس زمانی دوره تداوم يك خشكسالی می تواند از روز و ماه تا سال تفاوت نمايد. هرقدر دوره تداوم خشكسالی طولانی ترشود، ميزان ذخايرآب منطقه ، تحت خطرجدی قرارگرفته و به همين جهت می تواند شدت خشكسالی رخداده را افزايش دهد .
3- شاخص شدت خشكسالي پالمر:
شاخص پالمر يك الگوريتم رطوبتي خاك است كه براي مناطق نسبتاً همگن محاسبه شده است اين شاخص يكي از پيچيده ترين وبهترين سيستمهاي هشداردهنده وپيش آگاهي خشكسالي مي باشد.اين شاخص اولين شاخص جامع خشكسالي مي باشد ويكي از روشهاي بسيار مؤثر در تعيين خشكسالي بلندمدت (چندماهه) ميباشد اما در تعيين خشكسالي كوتاه مدت مثلاً د رمقياس هفتگي مناسب نميباشد.
اين شاخص بطور وسيعي براي كشاورزي كاربرد دارد اما بايد خاطر نشان كرد كه صرفاً براي كشاورزي ارائه نشده است بطوري كه مثلاًشاخص رطوبت محصول كه براي آگاهي از وضعيت خشكسالي مورد استفاده قرار مي گيرد تنها مخصوص كشاورزي است اما شاخص پالمر دامنه بسيار وسيعي دارد كه كشاورزي از جمله آنها مي باشد.
مقادير شاخص پالمر تقريباً بين 6- تا 6+ متغيير مي باشد.پالمر بطور دلخواهي مقياس طبقه بندي شرايط رطوبت را براساس اولين نواحي مورد مطالعه اش Iowa وKansas انتخاب كرد .شاخص پالمر نوعاًبر اساس داده هاي ماهيانه محاسبه شده است ويك آرشيو بلندمدت از ارقام ماهيانه SPDI براي تقسيمات اقليمي در ايالات متحده امريكا وجود دارد همچنين مركز داده هاي نرمال اقليمي كه از سال 1895 بوجود آمده وتا كنون نيز متوقف نشده است همراه با آن وجود دارد.
بعلاوه ارقام هفتگي شاخص پالمر براي تقسمات اقليمي رشدفصلي نيز محاسبه شده كه در بولتنهاي محصولات كشاورزي وآب وهواي هفتگي (امريكا)قابل دسترسي مي باشند.همچنين نقشه هاي هفتگي شاخص پالمر از طريق شبكه اينترنت قابل دسترسي مي باشد.
شاخص پالمر يك شاخص جامع مي باشد وكاربردهاي زيادي دارد واستفاده هاي متفاوتي از آن در ايالات متحده ميشود .اين شاخص مؤثرترين شاخص اندازه گيري براي شرايط رطوبت خاك بعنوان مثال در كشاورزي مي باشد.به علاوه اين شاخص به عنوان ابزاري جهت نشان دادن خشكسالي مفيد مي باشد.
در سال 1984 Alley سه خصوصيت مثبت از شاخص پالمر را كه موجب محبوبيت آن شده است را بيان كرد كه عبارتند از:
تا كنون تعاريف بسيار زيادي از خشكسالي شده است اما هر كدام از اين تعاريف ديدگاه خاصي را مد نظر داشته اند به هر حال عدم وجود يك تعريف جامع ودقيق از خشكسالي ومتفاوت بودن معني آن از ديدگاههاي مختلف مانع از درك مفهوم خشكسالي شده است .حال از آنجائيكه خشكسالي بركليه جنبه هاي زندگي وبخشهاي مختلف جامعه خصوصاً تغييرمحيط طبيعي تأثير مستقيم وغيرمستقيمي دارد عدم درك مفهوم آن موجب ترديد وركود در بخشهاي مختلف اقتصادي ،مديريتي وسياستگزاري ميشود.
از بين تعاريف خشكسالي تعريفي كه مقبول تر ومنطقي تر نيز مي باشد عبارت است از اينكه خشكسالي را مي توان معلول يك دوره شرايط خشك غيرعادي دانست كه به اندازه كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود.
در دهه هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت هاي انساني را تحت تأثير قرار داده اند تعداد فراواني پديده خشكسالي از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضاي تحت پوشش ،تلفات جاني ،خسارات اقتصادي واثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه ، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است .همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده بتدريج ودر يك دوره زماني نسبتاً طولاني عمل كرده واثرات آن ممكن است پس از چند سال وبا تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود بنابراين چون تعيين دقيق زمان شروع آن كار مشكلي است تا حدودي آنرا يك پديده و بليه خزنده مي دانند از سويي چون خشكسالي برخلاف ساير بلاياي طبيعي كمتر منجر به خسارات ساختاري مي شود ،كمك رساني در هنگام وقوع اين پديده در مقايسه با ساير پديده ها مثل سيل پيچيده تر و مشكل تر مي باشد.
تعريف خشكسالي از ديدگاههاي مختلف: